تبليغاتX
اشعار یک مرد پست

در تمامی نااصیل بودن هایت، ساختگی بودن هایت و جدا بودنت از جهان هستی بمیر. ما به این باور ادامه می دهیم که جدا هستیم. نیستیم، حتی نه برای یک لحظه. بر خلاف باوری که داری، با تمامیت یکی هستی. ولی باورهایت می تواند برایت تولید کابوس کند: باید که کابوس تولید کند. باور این که :من جدا هستم"، یعنی تولید ترس کردن. اگر از کل جدا باشی، هرگز نمی توانی از ترس خلاص بشوی، زیرا که تمامیت چنان وسیع است و تو چنان کوچک و خرد هستی، چنان ریزatomic هستی

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 15:8  توسط دیوانه | 

معنی اسطوره ی ققنوس phoenixهمین است. او می میرد، کاملاٌ می سوزد، به خاکستر تبدیل می شود، و آنگاه ناگهان از خاکسترها دوباره زاده می شود __رستاخیز. ققنوس نمایانگر مسیح است: مصلوب شدن و رستاخیز یافتن. ققنوس نمایانگر بودا است: مرگ بعنوان نفس؛ و زایشی تازه بعنوان کسی که ابداٌ نفس ندارد. ققنوس نمایانگر تمام کسانی است که شناخته اند: شناختن یعنی ققنوس بودن. چنان که هستی بمیر، تا بتوانی آن که واقعاٌ هستی بشوی! در تمامی نااصیل بودن هایت، ساختگی بودن هایت و جدا بودن

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 15:5  توسط دیوانه | 

بيدار شو و ببين! و شروع به خنديدن خواهي کرد __ زيرا اينک خواهي ديد که هرگز زادني وجود نداشته و هرگز مرگي وجود نخواهد داشت. اين معرفت زاده نشده و ناميرا است. هميشه آنجا بوده است. جاوداني است، بي زمان است. و تو چه از مرگ هراس داشتي، و چقدر از پيري مي ترسيدي، و چگونه از هزار و يک چيز مي ترسيدي! و هرگز اتفاقي نيفتاده بوده: تمامش يک رويا بوده

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 1:45  توسط دیوانه |