![]() |
![]() |
|
|
انسان کهنه در حال مردن است. و این خوب است که انسان کهنه در بستر مرگ قرار دارد، زیرا انسان تازه فقط وقتی زاده می شود که آن کهنه رفته باشد، کاملاٌ رفته باشد. کهنه باید متوقف شود. انسان کهنه به مدت خیلی زیاد وجود داشته و انسان کهنه یک نفرین بوده است، زیرا او در یک تصویر بسیار احمقانه از زندگی ریشه گرفته بود. انسان قدیم بر اساس خرافات زنده بوده.
اساسی ترین خطا در ذهن انسان کهنه مفهوم کمال گرایی perfectionism بوده است: او می خواسته کامل باشد، و خود مفهوم کمال گرایی مردم را به سوی دیوانگی می کشاند. انسان کمال گرا محتوم است که عصبی و روانپریش باشد، نمی تواند تا کامل نشده از زندگی لذت ببرد. و کمال به این مفهوم هرگز رخ نمی دهد، طبیعت امور چنین نیست. تمامیتtotality ممکن است ولی کامل بودنperfection ممکن نیست. ولی اگر فکری داشته باشی که در آینده چه خواهی بود، امروز را بسیار ناقص زندگی خواهی کرد، زیرا توجه اصلی تو به سمت آینده است. چشمانت به آینده دوخته شده، تماست را با واقعیت و زمان حال از دست می دهی __ و فردا از واقعیتی زاده می شود که تو با آن در تماس نیستی. فردا از امروز بیرون خواهد آمد، و تو امروز را زندگی نکرده ای. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 0:54 توسط دیوانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|