غریبه ای باش با خود. زندگی را رودی ببین که بر بستر زمان جاری است.در ساحل این رود بایست، نه کنجکاو باش و نه نگران. به خس و خاشاک گذشته ات نگاه کن که بر خاطراتت شناورند و می آیند و می روند. از آنها منتزع شو و نسبت به آنها بی تفاوت باش یادت باشد که هیچ چیزی مهم نیست. فقط باش"_ و آنگاه خواهی دید که دیگر نیستی و آنگاه انفجاری رخ خواهد داد که جهان را به لرزه می اندازد مانند انفجاری که در زمان مسیح رخ داد.
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۶ ساعت 15:43 توسط دیوانه
|