بيدار شو و ببين! و شروع به خنديدن خواهي کرد __ زيرا اينک خواهي ديد که هرگز زادني وجود نداشته و هرگز مرگي وجود نخواهد داشت. اين معرفت زاده نشده و ناميرا است. هميشه آنجا بوده است. جاوداني است، بي زمان است. و تو چه از مرگ هراس داشتي، و چقدر از پيري مي ترسيدي، و چگونه از هزار و يک چيز مي ترسيدي! و هرگز اتفاقي نيفتاده بوده: تمامش يک رويا بوده