خودت را فقط به عنوان یک انسان ببین. اگر ذره ای هوشمندی داری، خودت را یک موجود انسانی ساده ببین. و وقتی که هوشمندی ات قدری بیشتر رشد کرد، حتی آن صفت "انسانی" را هم خواهی انداخت و فقط به عنوان یک موجود خودت را خواهی دید. و موجود شامل همه چیز است __درختان و کوهستان ها و رودخانه ها و ستارگان و پرندگان و حیوانات. بزرگ تر بشوید، عظیم الجثه بشوید. چرا در تونل زندگی کنید؟ چرا در سوراخ های تیره و کوچک خزیده اید؟
ولی می پندارید که در نظام های ایدئولوژی عظیم زندگی می کنید. شما در نظام های عظیم ایدئولوژی زندگی نمی کنید، زیرا نظام های عظیم ایدئولوژی وجود ندارند. هیچ آرمانی به قدر کافی عظیم نیست تا یک موجود انسانی را شامل شود. بودش و بودن نمی تواند در هیچ مفهومی جای بگیرد. تمام مفاهیم و آرمان ها دست و پاگیر و فلج کننده هستند.
یک کاتولیک نباش و یک کمونیست نباش، فقط یک انسان باش. این ها همگی زهر هستند و همگی تعصب هستند. و شما در طول اعصار توسط این تعصبات هیپنوتیزم شده اید. این ها بخشی از خون و استخوان و مغز استخوان شما شده اند. باید خیلی هشیار باشید که از تمام این مسموم شدگی ها خلاص شوید. بدن شما به قدر ذهنتان مسموم نشده است. بدن پدیده ای ساده است، می تواند به آسانی تمیز شود.
اگر غذای غیرگیاهی می خورده ای، می توانی ادامه ندهید، چیز مهمی نیست. و اگر گوشتخواری را متوقف کنی، ظرف سه ماه بدن از تمام سموم کاملاٌ پاک می شود. فیزیولوژی چیزی خیلی پیچیده نیست. ولی مشکل در روان است. یک راهب جین هرگز غذای غیرگیاهی نمی خورد. ولی ذهنش چنان از جینیسمJainism آلوده و مسموم شده که هیچکس چنان مسموم نشده است.
آزادی واقعی آزادی از هرنوع ایدئولوژی است. ایا نمی توانی فقط بدون ایدئولوژی زندگی کنی؟ چرا یک ایدئولوژی اینهمه ضروری است؟ ضرورت به این دلیل است که کمک می کند تا احمق بمانی، ضروری است زیرا کمک می کند تا ناهوشمند باقی بمانی. ضروری است زیرا پرسش های پیش ساخته ای را می دهد و تو نیازی نداری که خودت آن پاسخ ها را پیدا کنی.